فاطمهفاطمه، تا این لحظه: 10 سال و 9 ماه و 25 روز سن داره

دختر مهتابی فاطمه گلی

خبرخبر خبردار.......مااومدییییییییییییم

سلام به دوستان خوب وگل م خوبید؟خوشید؟ بلاخره من اومدم از اینکه این مدت به یادم بودید ممنونم واز دوستانی که برام کامنت گذاشتن تشکر می کنم دوستتون دارم ودلم خیلی براتون تنگ شده بود راستش من یه کم کسالت داشتم وحالم خوب نبود نتم هم که محدودیتش تموم شد وفرصت خوبی بود برا اینکه یه کم بیشتر به کارهام وبه زندگی برسم خدارا شکر همه چیز روبه راه است   من وآقای پدر مشغولیم من تو خونه مشغول کارخونه وخیاطی وبچه داریم وهمچنین خریدبیرون هم من انجام می دم همسری هم که سر کارهست ونمی تونه به مابرسه وکمکمون کنه  ولی من این جوری راضیم به شرط اینکه همه باهم خوب وخوش باشیم همدیگه رو درک کنیم وبفه...
7 مهر 1392

دوستان من میرم وخصی

سلام به دوستای خوبم من چندروزی حالم خوب نبود نتونستم بیام بهتون  سر بزنم عذر منو بپذیرید ولی گه گاهی که یه  کوچولو وقت می کردم وکار داشتم میومدم می دیدم هیچ نظری ندارم یه کم دلم می گرفت امیدوارم شما هم مثل من بد حال نباشید حالا هم اینترنتم فردا قطع میشه معلموم نیست کی وصل کنم شاید یه کم گرفتاریهایی که دارم سروسامان بدم مشکلات کمتر بشه بیام تا اون موقع دلم خیلی براتون تنگ میشه شاید هم رفتم خونه بابا جونم از نتشون استفاده کردم اومدم یه سر زدم امیدوارم تو این مدت فراموش نشم برامون دعا  کنید دوستتون دارم ...
28 شهريور 1392

محمدرضا عزیزم 10 ماهگیت مبارک

عزیز مامان سلام امیدوارم مثل همین الان که خوب وسرحالید همیشه خوب وخوش وسلامت باشید تا منم با خوشی شما نفس بکشم مامان جان قربونت برم که با یه چشو بهم زدن هی بزرگ وبزرگ تر میشی عزیزم می دونی امروز چه روزیه ؟امروز پایان 10 ماهگیت هست دیگه 10 ماهت تموم شد انگار همین دیروز داشتم می نوشتم 9ماهگیت تموم ش وامروز وارد ماه 11شدی 10 ماهگیت مبارگ نفسم ورودت به 11 مبارک عشقم نمی دونی چه بلایی شدی خوب صداهارو تقلید می کنی مخصوصآ صدای جیغ زدن فاطمه ویا هر بچه دیگه رو یه بلبل داریم وقتی میگم محمدرضا کو جوجو ؟سرتو برمی گردونی نگاش می کنی وقتی می گم جوجو چه جور سوت می زنه لباتو می زاری رو هم وف...
25 شهريور 1392

چهارمین مرواریدت مبارک عزیزم محمد رضا جون

سلام عزیز مامان وسلام به دوستان گلم عزیزم اسهالت خوب شده با اینکه هنوز گلاب به روی همه پی پیت هنوز یه کم شل هست ولی در مقایسه با اون روزهای خییییییییلی بد خوبه زخمت پاهات هم خوب شده نمی دونی چه کارا برات کردم وچه زجرها رو تحمل کردم تا زود خوب شدی بدتر از همه باز کردن پاهات که مراقب زیادی داره تا اینکه یه وقت آخخخخخخخخخخخخخخخ جیش میشی وووووووووووووووووف پی پی نکنی با این حال این روزها زیاد شستم وطاهر کردم وهنوز هم چیزهای دیگه دارم که در یه وقت مناسب باید شسته بشن الان هم کلی سفارش خیاطی دارم که خیییییییییییییلی تو فکرشم مانتو وشلوار مدرسه تا 28 شهریور همه باید آماده باشن تازه دارم تدار...
20 شهريور 1392

دخترم روزت مبارک

سلام سلام به توت فرنگی خودم وبه همه دختران نجیب و خوب ایران ومخصوصآ همه دخترهای سایت نی نی وبلاگ روزتون مبارک   روز دختر را به همتون تبریک می گم نی نی های خوشگلامیدوارم از بهترین دخترهای خوب دنیا بشید وهمچنین برای مامانهای خوبتون افتخاربیافرینید خوش به حالم که دختری مثل شما دارم عزیز مامان توت فرنگی نازم همیشه در رویاهم بود که دختری داشته باشم با موهای بلند وچهره ای بشاش وخنده رو وخوشگل ودیری نپایید که خداوند بزرگ این افتخار را نصیبم ساخت که دختری با چهره معصوم ودوست داشتنی خندان وجذاب واز هم مهمتراز همدل ومونس روزهاوشبهای تنهاییم........... خدایا شکرت به خاطر این نع...
16 شهريور 1392

اسهال محمد رضا وپرستاری مامان

سلام به همه دوستای گلم وبه بچه های نازم یه چند روزی گرفتاربودم گرفتار بیماری محمدرضا ی گلم که اسهال داشتی اولش یه کم بود یه روزداشتی یه روز نداشتی بردم دکتر گفت به خاطر مسافرت بود روده هاش به هم ریخته که یه مدت زمان می بره تا خوب بشه یه قطره خوراکی به نام لومکس داد که از بس تند بود که خودم هم نتونستم بخورم البته اولش نمی دونستم اینقدر تند دکتر گفته بود ولی نمی فهمیدم تا این اندازه طعم ش بدهست، با قطره چکان ریختم ته گلوی هم فاطمه وهم محمدرضا داشتن پس می رفتن نفسشو گرفت کلی ترسیدم فاطمه هم کمی اسهالی شده بود ولی الان خوب شده ولی محمدرضا رو دیروزدوباره بردم دکتر معصوم متخصص اطفال که دکتر فاطمه ب...
14 شهريور 1392

محمدرضا :شاید که مخترع شدم

سلام اینبارمامانم چندتا عکس گذاشته از شیطنتهای من که نشان دهنده پیشرفت من وشاید که من مخترع وبعدش دانشمند ویا پروفسورشوم ودیگر نمی گویم زیراکه من مرد متواضع ای هستم نباید زیاد از خودم تعریف وتمجید کنم من محمدرضا مخترع خواهم شدچون به کارهای الکتریکی ومکانیکی وامثال آنهادر کل علاقه شدید دارم چونکه هرچی را که یافتم بی دریغ دست به کار خواهم شد یابازش می کنم ویا اگر باز است می بندم حالا بماند که یادرستش می کنم ویا خراب این گوشی رو که مشاهده می فرمایید گوشی خاله جان فاطمه هست که چندروزپیش اومده بود خونمون وگوشیش رو باز کرده بود که کارت ممریشو دربیاره منم دیدم تمام دل ورودش ریخته بیرون داشتم ...
10 شهريور 1392